مدل های متنوعی از لباس بچه گانه ,لباس مردانه,لباس زنانه,لباس دخترانه,شامل : لباس مجلسی،لباس عروس,لباس شب،دامن،شلوار,تاپ،لباس خوا

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo





Powered by WebGozar



نویسنده :admin
تاریخ:سه شنبه 22 مهر 1393-03:18 ب.ظ

فواید علم



علم و دانش


دانش به معنای دانه اندیشه و دانشوری، پاشیدن این دانه در ذهن انسان است. هر داده دانشی, کلید رازی از چیستان های طبیعت است که پرده از روی پدیده پنهانی برمی دارد و ما را با پیوندی میان دو یا چند چیز آشنا می کند. برای نمونه، دانستن این نکته که آتش آب را گرم می کند و به جوش می آورد، دانه ای دانشی ست که در ذهن کسی که برای نخستین بار با آن آشنا می شود، کاشته می شود.

 این دانه اندک اندک در ذهن پرورش می یابد و بارور می شود و پیوندهای تازه ای میان آب و آتش آشکار می کند؛ این که با اتش می توان یخ را آب کرد و آب را بجوش آورد و میکروب ها و باکتری های آن را کشت و آن را بی خطر ساخت و نیز گوشت ها، میوه ها و سبزیجات سفت را در آن آب نرم کرد و یا پخت و هم با آب آتشناک، آلودگی ها را زدود و نیز فضای بسته ای را گرم کرد و با کاربرد آب و آتش، ماشین بخار ساخت و هزار و یک.......


این گونه، دانش، ابزار پیروزی انسان برطبیعت می شود و سازگاری بیشتر او را با زیست بومش فراهم می کند. هر جا نیز که این زیستبوم سخت سری می کند و به نیازهای انسان گردن نمی نهد، وی آن را بازسازی و بازپردازی می نماید تا در راستای نیازهای خود شکل دهد.


واژه "دانش"، باید همزمان با پیدایش و یا آمدن کشاورزی به فلات ایران در زبان فارسی ساخته شده باشد. ساختار این واژه ، نشان دهنده فضای ذهنی سازنده آن و نیز بار ارزشی تصاویر همراه آن در آن روزگار است. هر واژه یک یا چند تصویر ذهنی با خود دارد که هنگام آمدنش به ذهن، آن تصاویر نیز همزمان بیاد می آید. این تصاویر، در هر دوره شکل تازه ای به خود می گیرد و رنگ زمان و مکان و ارزشهای فرهنگی زمان را خود دارد. برای نمونه، تصاویری ذهنی که ما امروزه از انقلاب، گوشی، لباس شخصی و پاسدار داریم، با آنچه نسل پیش از ما از این واژگان داشت، بسیار متفاوت است. صد سال پیش، واژه بستنی در برابر واکردنی بکار می رفت. امروزه این واژه یادآور تابستان و هوای گرم و گردش است. هم نیز یاد آور كودكى و كودكان و پارك و سینما و .............


برگردِِیم به نکته اساسی این یادداشت. بار تصویری دانش این است که هر نکته دانشی، دانه ای در زمینه ذهن ما می کارد که کارکرد ذهن برروی آن، توانایی ما را در بهره وری از طبیعت بیشتر می کند. این تصاویر از جهان کشاورزی گرفته شده است زیرا که در آنها سخن از کشت و کار است. . در اِین چشم انداز، انسان موجودی کارا پنداشته شده است که با ابزار دانش جهان را دیگرگون می کند. چنِین است که گفته اند دانایی سرمایه توانایی ست؛ توانا بود هرکه دانا بود. و یا، هر كه در او جوهر دانایى است و.......

 این همه را گفتم تا بگویم که دانش، ترجمه فارسی علم نیست و این دو از دو دیدگاه گوناگون برآمده اند.* علم، یعنی فراگیری و آموختن آنچه در آئین نامه دین آمده است؛ یعنی دانستن دانسته هایی که در چند کتاب حدیث و روایت آمده است. اما دانش کنکاشی هماره در راه واگشایی راز پدیدارهای چیستان گونه است. با این حساب، پرسش است که چرا فرهنگی که تعریفی به این زیبایی از دانش دارد و دانایی را مایه آگاهی و توانایی می داند، این گونه با دانش بیگانه است؟

راستی چرا؟

شاید از آنرو كه ما هماره با دانش بیگانه بوده ایم و اگرچه گاه و بیگاه ستارگانى چون ابن سینا و زكریاى رازى در خامشاى آسمان فرهنگ مان درخشیده اند، اما دانش هرگز در فرهنگ ما شكلى فراگیر و نهادینه نیافته است. البته عالم به معنایى كه از آن سخن رفت داشته ایم و ادبیات ما سرشار از ارجگذارى علم بوده است. اما مراد ازعلم، سنجش پدیدارهاى جهان در پرتو آزمون و پژوهش و كنكاشگرى بى امان پرسشگر نبوده است بل، كه مراد "علم الهى" و "حكمت نبوى" بوده است كه با فراگرفتن احادیث و روایات بدست مى آمده است. شاید یكى از اساسى ترین تفاوت هاى بنیادى علم به معناى سنتى آن با دانش مدرن در این است که علم رو به گذشته دارد و رازهاى هستى را نهان در كتابى آسمانى و یا در رفتار پیامبرى زمینى پى مى جوید. اما دانش مدرن رو به آینده اى ناشناخته دارد و چیزى از راز نهانى كه هنوز تن به تور ِ رازگشایش نداده است، نمى داند. آرمانشهرعالم به گمان وى، در گذشته وجود داشته است. اما جهان آرمانى دانشمند، تا جاودان در راه خواهد بود زیرا كه هرگز همه رازهاى هستى برما آشكار نخواهد شد و هر پاسخى، كوهبارى پرسش با خود مى آورد و زمینه اى مى شود براى هزاران چون و چرا و........

دیگر از آنرو كه دانش در این روزگار معناى دیگرى یافته است. رویارویى ما با فرهنگ غربى در سده گذشته جهان ما را دگرگون كرده است و ما را وادار به بازتعریف كیستى و چیستى خویش نموده است. این دگرگونى، تعریف ها و تعبیر هاى ما را نیز با بحران روبرو كرده است. بحرانى كه دربرگیرنده همه سنت هاى ما از جمله آموزش و پرورش و پژوهش نیز هست. روزگارى كسانى چون فارابى و ابن سینا و زكریاى رازى، دانش را چون برآیندى از ذات پاسخ جوى انسان مى دانستند. اما امروز دانشگاه در ذهن ما مركز مدرك گیرى ست.


 
البته باِید گفت که امروزه این دو واژه کاربردی همگون و همانند دارد و بسیارانی نیز هر دو را ( محض احتیاط)، با هم بکار می برند و یکی را مهمل دیگری می دانند. کدام ایرانی ست که در باره فایده علم و دانش انشا ننوشته باشد ؟ (البته هنوز هم روشن نشده است که کدام یک بهتر است) سخن در اینجا برسرِ فارسی نویس سِره نیست. هر یک از این دو واژه معنای خودش را دارد و به گمان من هیچ کدام را نمی توان در برابر واژه انگلیسی (Science)، گذاشت. همچنین گرفتاری های فرهنگی ما در پیوند با "دانش"، اگر بیشتر از گرفتاریهای اعراب با "علم"، نباشد، کمتر نیست
.

.
ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : تحقیق و مقاله 
نویسنده :admin
تاریخ:یکشنبه 20 مهر 1393-07:56 ب.ظ

فواید علم 4( علم چیست)

جایگاه و اهمیت علم و دانش

بی گمان ارزش انسان در آموزه های قرآنی به دانش است؛ از این روست كه تسخیر فرشتگان و هستی، زمانی برای انسان شدنی شد كه خداوند به انسان اسمای خویش را تعلیم داد و انسان به دانش اسمایی آگاه شد. (بقره آیه 31 تا 34) این آگاهی هر چند به شكل آگاهی حضوری و شهودی است كه از آن به دانش وجودی نیز تعبیر می شود؛ زیرا در جان و وجود انسان جای می گیرد و بخشی بلكه همه وجود وی را شكل می بخشد كه در تعبیر مولوی: ای برادر تو همه اندیشه ای. مابقی جز استخوان و ریشه ای، به خوبی تبیین شده است؛ با این همه دانشی دارای ارزش است كه انسان را به مقام خودش بازگرداند و از مقام هبوط به عروج رساند و صعود دوباره ای را از خاك به عرش افلاك برین تا عرش سدره المنتهی آغاز كند.


از این روست كه قرآن ارزش و اعتبار آدمی را به دانش اسمایی دانسته است كه دانش توانایی و ظرفیت به همه آن چیزهایی است كه خداوند را به خداوندی متصف ساخته است. آدمی با دانش اسمایی می تواند به كمال مطلق برسد. تفاوت اسما و صفات در خداوند با انسان در این است كه اسما در خداوند عین ذات و ازلی و ابدی است و در انسان عین ذات نیست بلكه به شكلی عارض ذات و عنایت الهی است. با این همه این انسان است كه می تواند با دانش خویش به جایی برسد كه كسی در هستی بدان دست نیافته است.


سخن را با این پرسش آغاز می كنیم نیازهای علمی انسان كه اگر انسان همه اسمای الهی را به جعل تعلیمی دانسته و داراست، چه لزومی دارد تا آن را بیاموزد و به این دانش داشته دست یابد؟ اصولا آیا پذیرفتنی است كه انسان چیزی را كه خود داراست دوباره بجوید و بخواهد؟
به نظر می رسد كه این پرسش به جهت مهمی اشاره داشته است. از این رو سخن گفتن از دانش آموزی به معنای یادگیری هیچ سخنی نادرست است؛ زیرا انسان همان گونه كه نمی تواند چیزی را كه داراست بجویید و بخواهد هم چنین نمی تواند چیزی كه اصلا ندارد را بخواهد و بجوید.
بنابر این در هر خواستنی می بایست به این مساله توجه داشت كه امری به شكل مطلق مجهول نخواهد بود بلكه امری معلوم به شكل اجمالی است كه می بایست به طور كامل روشن و دانسته شود. از این رو می توان گفت كه انسان تنها اموری را می جوید و می خواهد كه دانش اجمالی از آن دارد به این معنا كه دانشی را كه در اوست و به شكل اجمالی و نهان و ظرفیت وجود دارد می جوید و می كوشد تا آن را به فعلیت در آورد و به شكل عینی و واقعی در خود ظهور و بروز دهد.
از این روست كه در آیات قرآنی سخن از تذكر و رهایی از غفلت است. انسان با دارایی موجود در نهاد و نهان خویش می بایست آن چه را كه از آن غافل شده را به یاد آورد و به فعلیت در آورد. این دانش همان اسمای الهی است؛ زیرا اسمای الهی تنها نام و اسم نیست بلكه هر یك دانشی از دانش ها و علمی از علم ها و توانایی ای از توانایی هاست. انسان با داشتن اسم بصیر به توان درك و دیدن درست می رسد و با اسم سمیع و شنوا به توان و ظرفیت شنوایی دست می یابد. بنابر این هر یك از اسمای خود یك ظرفیت و دانشی است كه انسان را قادر و توانا می سازد تا با آن خود را به كمال برساند و به كمال مطلق یعنی خدا دست یابد.


این ظرفیت در همه بشر به تعلیم و جعل الهی قرار داده شده است و انسان به هبوط خویش از آن غافل شده است و می بایست دوباره با تلاش و بهره گیری از آموزه های وحیانی و دستورهای قرآن و كتب آسمانی به فعلیت برساند.


در حقیقت گزاره ها و آموزه های وحیانی الهی چیزی جز راه دست یابی به دانش موجود در نهاد و رهایی آن از غفلت نیست تا دوباره به فعلیت برسد.


از این رو دانش آموزی نیز چیزی جز به فعلیت آوردن و یا آوردن و تذكر آن دانش اسمایی نیست كه در نهاد و سرشت انسان وجود دارد. به بیان دیگر می توان مدعی شد كه دانش چیزی جز تذكر و یادآوری و رهایی از غفلت و دانش آموزی نیز چیزی جز یادآوری نیست.

راههای كسب دانش

بنابراین آموزه و تعلم به دو معنا در آیات قرآنی به كار رفته است؛ گاه به معنای جعل و ایجاد ظرفیت و توانایی است كه به آن تعلیم اسمایی در آیه 31 سوره بقره گفته شده است و گاه دیگر به معنای تذكر و یادآوری و یا پدیداری بستر و زمینه ای مناسب برای بروز و ظهور استعداد و دانش اسمایی است كه در انسان به ودیعت نهاده شده است.


انسان هرچند همه علوم و دانش ها را از منشا آن خداوند به هر دو معنای آموزش و دانش آموزشی می آموزد ولی این آموزش نیز به دو شیوه مستقیم و غیرمستقیم انجام می شود. به این معنا كه گاه این تذكر و به فعلیت آوری به طور مستقیم و بی واسطه صورت می گیرد كه از آن به آموزش و تعلیم لدنی یاد می شود كه از آن جمله می توان به آموزش و تعلم آموخته های رشدآفرین خضر نام برد كه خداوند در آیه 65 و 66 سوره كهف به این مسئله چنین اشاره می كند: فوجدا عبدا من عبادنا آتیناه رحمه من عندنا و علمناه من لدنا علما قال له موسی هل اتبعك علی ان تعلمن مما علمت رشدا؛ پس موسی و همراهش (یوشع بن نون) در كناره مجمع البحرین (جایی كه دو رود بزرگ و یا دو دریا به صورت خلیج به هم می رسند) بنده ای از بندگان ما را یافتند كه از پیش ما به رحمتی داده بودیم و دانشی را از نزد ما آموخته بود. موسی به آن بنده خدا گفت: آیا می توانم از تو پیروی كنم تا از آن دانش رشدی خویش چیزی را به من بیاموزی؟
در این آیه به نوعی علم خاص كه خداوند از آن به علم لدنی و موسی به علم رشدی تعبیر می كند اشاره شده است. این دانش و علم، از آن جایی كه در شیوه یادآوری و تلقی و تكمیل و فعلیت یابی به طور مستقیم از خدا كسب می شود، دانش گرفته شده از منشا و سرچشمه آن می باشد و از هرگونه آلودگی و شبهات و تردیدها مبرا و پاك می باشد.

دسته دیگر از دانش ها به صورت غیرمستقیم و از راه ابزار و روش های دیگر به دست می آید كه از این دسته می توان به تمام دانش هایی اشاره كرد كه از راه حواس و تجربه كسب می شود و بلكه حتی شامل دانش هایی نیز می شود كه به واسطه وحی به دیگر بشر می رسد.

 
ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : تحقیق و مقاله 
نویسنده :admin
تاریخ:یکشنبه 20 مهر 1393-07:42 ب.ظ

فواید علم 1 ( علم چیست)

تعریف علم                                       

شاید این پرسش (علم چیست ؟) در نگاه اول بسیار ساده به نظر برسد. حتی شاید برخی ها این سوال را بی مورد بدانند . اما هنگامی که به « علم » به عنوان ساخته و فعالیت ذهنی در ارتباط با جهان خارج نگاه کنیم ، سوال فوق مفهوم و معنای عمیق تری را مطرح کند .

از دوران باستان تا کنون از واژه ی « علم » به مناسبت هایی استفاده شده است ، و در هر دوران این واژه مفهوم خاصی داشته است . در یونان باستان به طور معمول « علم » و « فلسفه » به یک مفهوم به کار می رفته است ، همه ی فلاسفه ی آن دوران ، از افلاطون و ارسطو گرفته تا قرن هفدهم ، آغاز « علم نوین » ، هم فیلسوف بودند و هم عالم عصر خود .

ارسطو معتقد بود که هر علم خاص مجموعه ای است از قضایا و احکامی که به روش قیاسی منظم و مرتب شده است ، و در بالا ترین مرتبه ی  کلیت ، اصول و مبادی اولیه ی همه ی برهان ها قرار دارد . می توان نظر ارسطو درباره ی علم را در یک جمله خلاصه کرد:« علم عبارت از شناخت طبقه بندی شده است .»[2] اما آنچه که در نظر ارسطو « علم » بود ، کاملا متفاوت از آن چیزی است که امروزه از واژه ی علم مستفاد می شود .

آلبرت آینیشتاین می گوید :«هدف اصلی علم تحت پوشش قرار دادن شمار عظیمی از واقعیت ها ی تجربی به وسیله ی قیاس منطقی از شمار اندکی از فرضیه ها ، یا اصول است .»[3]

دانشمند دیگری به نام ریچارد فاینمن در تعریف علم می گوید :« 1- مشاهده ی منظم پدیده های طبیعی و شرایط موجود آن ،که بتوان واقعیت های مربوط به آن را کشف و قوانین و اصول مبتنی بر آن واقعیت ها را فرمول بندی کرد . 2- سیستم سازمان یافته ای از دانش است که از چنین مشاهداتی استنتاج شده و می توان در بررسی های دیگر مورد آزمون وتجربه قرار دارد .»[4] 

با توجه به تعاریف متعدد و گوناگونی که فلاسفه ی علم و دانشمندان معاصر از علم ارائه داده اند ،      می توان تعریف ترکیبی زیر را خلاصه کرد :

«علم عبارت است از سیستم مطالعاتی منظم و مرتب ، و  براساس روش علمی (مشاهده و تجربه) که واقعیت های جهان را آن چنان که هستند مورد شناسایی قرار داده ، و هدف آن کمک به انسان در فهم طبیعت پدیده ها و کشف و بیان قوانینی است که بتوانند پدیده های مورد نظر را تبیین یا پیش بینی کند. »[5]

 

چرا سواد علمی اهمیت دارد؟

چرا باید نگران این باشیم که شهروندانمان سواد علمی دارند یا نه؟ چرا باید به فکر درک و فهم خودتان از علم باشید؟ سه دلیل مختلف ممکن است شما را متقاعد کند که چرا سواد علمی مهم است:

۱) از نظر کشور داری. همه ما با مسائل عمومی روبه رو هستیم که بحث پیرامون آنها به زمینه علمی نیاز دارد و بنابراین همه ما تا حدودی باید سواد علمی داشته باشیم. دولت های دموکرات که از آموزش علوم حمایت می کنند، حامی پژوهش های علوم پایه اند، منابع طبیعی را به خوبی اداره می کنند و از محیط زیست حفاظت می کنند، تنها به کمک شهروندان دارای سواد علمی قوام می یابند. بدون رأی دهنده آگاه ( و نماینده آگاه و صاحب سواد علمی) برخی از اساسی ترین اهداف یک جامعه مردم سالار تحقق نمی یابند.

۲) از نظر زیباشناختی. جهان ما بر طبق چند قانون طبیعی و فراگیر عمل می کند. هر کاری که شما انجام می دهید، هر چیزی که شما از لحظه خواب بیدار شدن در صبح تا لحظه به خواب رفتن در نیمه شب تجربه می کنید، بر طبق این قوانین طبیعی رخ می دهد. بینش علمی ما از جهان، بی نهایت زیبا و باشکوه است و عالی ترین دستاوردهای تمدن بشری را به روشنی نشان می دهد. شما با درک وحدت بین ظرف پر از آبی که روی گاز در حال جوشش است و جابه جایی آهسته قاره ها، وحدت بین رنگ های مسحور کننده بال یک پروانه و رفتار ذرات بنیادی ماده، هم از لحاظ فکری و هم از لحاظ زیباشناختی ارضا می شوید. فردی که سواد علمی دارد، درست مانند کسی است که نمی تواند بخوابد و در دنیای دیگری زندگی می کند که بدون شک زیباتر و پربارتر است.

۳) انسجام فکری. جوامع امروزی به نحو تنگاتنگی با کشفیات علمی گره خورده اند، به نحوی که در اغلب موارد آنها در طرح ریزی مشرب فکری یک دوران نقش کلیدی ایفا می کنند. برای مثال، مفهوم کوپرنیکی گردش سیارات به دور خورشید، نقش مهمی در زدودن تفکرات قرون وسطایی داشت. همین طور چارلز داروین با کشف سازوکار انتخاب طبیعی، راه ساده تری برای درک طبیعت فراهم ساخت. بنابراین، پیشرفت های علم ارکان جامعه را متحول می کنند. پس بدون سواد علمی چگونه می توان رشته های عمیقی را درک کرد که حیات فکری جامعه را انسجام می بخشند؟

محمد بن سید برهان الدین خاوند شاه معروف به میر خواند بلخی مولف كتاب معروف روضه الصفا است. وی در یك مقدمه و هفت بخش و یك خاتمه كتاب مزبور را به رشته تحریر در آورده است. روضه الصفا از جمله آثار تاریخی قدیمی است كه نیم نگاهی به مباحث نظری تاریخ دارد. ذیلابه برخی از نظرات نویسنده در خصوص مباحث نظری تاریخ پرداخته خواهد شد



.


    
مولف در مقدمه كتاب نكاتی را در باب فواید علم تاریخ و شرایط و خصوصیات مورخ آورده است. وی معتقد است «كه علم تاریخ متضمن فواید بسیار است و ایرادات مجموع آنها موجب اطناب و اكثار ...» به همین دلیل 10 مورد از موارد فواید تاریخ را به شرح زیر بیان می كند:‏
  
1.  شناختن و آگاهی از رخدادها و وقایعی كه یك بار در گذشته اتفاق افتاده و از طریق مشاهده مستقیم ممكن نیست «پس طریق شناختن احوال عالم و عالمیان و اوضاع و اطوار ایشان، طریق تامل باشد در علم تاریخ كه مبنی بر مسموعات است و هیچ علمی دیگر غالبا متكفل این معنی نیست.»‏
    
‏2. «تاریخ علمی است كه خرمی و بشاشت از وی حاصل آید و زنگ شامت و ملامت از آیینه خاطر زاید و »...

3  . سهولت فراگیری و استحصال.‏

   4 . فراگیری تاریخ قوه و توان تشخیص درست از نادرست، سره از نا سره و حق از باطل را به انسان می دهد.

    . 5 استفاده از تجربیات گسترده گذشتگان.


    . 6
مشورت با كل عقلای عالم؛ «متاهل علم تاریخ را در واقعه ای كه سانح شده، مرتبه مشورت با عقلای عالم دست داده باشد و علو مرتبه این نوع مشورت نسبت به مشاورت ابنای عصر ظاهر است. چه اكابر پیشین در وقایعی كه ایشان را روی نموده، مصالح خاص خود را مرعی داشته اند و اهل مشورت این روزگار در ازمنه حاضره، منافع غیر خود را نگاه می دارند.»‏

7. «شعور به علم تاریخ سبب زیادتی عقل و و سیله ازدیاد فضل و واسطه صحت رای و تدبیر است
    . 8
مطالعه تاریخ سبب امیدواری به فضل و عنایت پروردگار در رویارویی با موانع و مشكلات زندگی می گردد.

 9   ‏.«شخصی كه مطلع بر اخبار و تواریخ بود، به حصول مرتبه صبر و رضا فایز و ... بهره مند شود و این دو مرتبه، اشرف مراتب اصفیا و اتقیاست.»‏

10  ‏. «اساطیر سلاطین و پادشاهان با داد و دین و اركان دولت و اعیان مكنت را از دانستن غرایب انقلابات و عجایب تحولات كه این فن شریف مخبر از آن است، بر قدرت قاهره حضرت مالك الملك عظم سلطانه اطلاع زیاده شود و بنا بر آنكه از تغییرات حالات گذشتگان چون متذكر گردد كه نعمت و نقمت و محبت دو چندان بقایی نیست از تعاقب اقبال، مغرور و از تواتر ادبار، ملول و محزون نگردند.»‏ تكلفت و تصنعات خالی بُود.» و نهایتا پنجمین و آخرین شرط را این گونه بیان می دارد: «شرط پنجم كه به حال مسود اوراق، نسبتی ندارد، آن است كه مولف تاریخ باید كه به امانت و دیانت معروف بُود و به صدق گفتار و حسن كردار، مشهور ».

یاد گیری زبان انگلیسی

شاید یادگیری زبان انگلیسی مهمترین گام در ارتقاء کیفیت زندگی شما باشد.

آیا هیچ فکر کرده‌اید که دسترسی به اطلاعاتی که دیگران از آن بی‌بهره‌اند، چقدر می‌تواند جالب باشد؟ یا صحبت کردن با افراد جالبی که دیگران نمی‌توانند با آنها ارتباط برقرار کنند؟ یا تحت تأثیر قرار دادن اطرافیانتان هر موقع که دهانتان را باز می‌کنید؟ و یا پشت سر گذاشتن دیگران با جهش‌های بزرگی که در شغل‌تان برمی‌دارید؟

شما می‌توانید به همه‌ اینها برسید، اگر خوب انگلیسی صحبت کنید.

دسترسی به اطلاعات

شما به چه چیزی علاقمند هستید؟ علوم؟ موسیقی؟ کامپیوتر؟ سلامتی؟ تجارت؟ ورزش؟  رسانه‌های امروز از قبیل اینترنت، تلویزیون و مطبوعات دسترسی تقریباً نامحدودی را به اطلاعات پیرامون موضوعات مورد علاقه‌تان فراهم کرده است. فراموش نکنید که ما در عصر اطلاعات زندگی می‌کنیم.

تنها یک مشکل وجود دارد: بیشتر این اطلاعات به زبان انگلیسی است.

در اینجا چند مثال از اطلاعاتی که اگر انگلیسی بلد باشید می‌توانید از آنها استفاده کنید، بیان می‌شود:

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات