مدل های متنوعی از لباس بچه گانه ,لباس مردانه,لباس زنانه,لباس دخترانه,شامل : لباس مجلسی،لباس عروس,لباس شب،دامن،شلوار,تاپ،لباس خوا

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo





Powered by WebGozar



نویسنده :admin
تاریخ:جمعه 23 مرداد 1394-05:34 ب.ظ

آموزش خیاطی کامل ترین پکیج خیاطی در ایران







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : آموزش نقاشی و رنگ آمیزی  مدل ساپورت  مدل پرده  هنر در خانه  آموزش بافتنی  آموزش آشپزی  آموزش خیاطی  هنرهای دستی  آموزش قلاب بافی  آموزش دوخت پرده  آموزش شیرینی پزی  آموزش پخت انواع کیک  آموزش پخت انواع دسر  آموزش پخت غذاهای اصلی  آموزش پخت تنقلات و شکلات  آموزش مهارت اشتغال  اس ام اس  فرهنگ زندگی  لوازم آرایش  سلامت جسم  پوشش کفش  پوشش لباس  آرایش چشم  فناوری و اینترنت  قیمت انواع خودرو  بهداشت بانوان  بارداری و زایمان  بهداشت وزیبایی  پزشكی و سلامت  ساعت و عینك  فروشگاه اینترنتی  جواهرات و زیورآلات  اخبار مد و ستاره ها  مد و مدگرایی  كسب درآمد از اینترنت  عكس حریم سلطان  مدل لباس بافتنی  زناشویی و ازدواج  ست لباس دخترانه و زنانه  سلامتی وزیبایی  دکوراسیون و چیدمان  لاغری و تناسب اندام  تناسب اندام و زیبایی  كسب درآمد ار اینترنت  لوازم آرایش و بهداشت  آرایش و زیبایی  عطر و ادكلن مردانه  عطر و ادكلن زنانه  مدل لباس دامادی  مدل لباس پسرانه  مدل آرایش اروپایی  مدل آینه و شمعدان  مدل لباس زمستانه مردانه  مدل لباس اسپرت پسرانه  مدلهای دستبند  مدل فیگور  مدل ژاکت پاییزه  مدل های گردنبند  مدل لباس تی شرت پسرانه  مدل دسته گل عروس  مدل مو , آرایش و گریم  مدل لباس دخترانه  مدل كفش و كیف زنانه  مدل کیف زنانه  مدل جدید ناخن 92  مدل دیزاین تالار  مدل لباس تونیك   مدل مو دخترانه  مدل روسری و مقنعه  مدل لباس بچه گانه  مدل کفش زنانه  مدل لباس ماکسی  مدل سارافون  مدل لباس زنانه  مدل ماشین عروس  مدل كیف عروس  مدل تاج عروس  مدل های بلوز و تاپ  مدل بلوز و شلوار  مدل تاپ و شلوار  مدل تاپ و دامن  مدل های بلوز و تاپ  مدل بلوز زنانه 
نویسنده :admin
تاریخ:یکشنبه 18 آبان 1393-04:53 ب.ظ

افزونه وردپرس از کپی شدن مطالبتان جلوگیری کنید!


از کپی شدن مطالبتان جلوگیری کنید!


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : تحقیق و مقاله 
نویسنده :admin
تاریخ:جمعه 25 مهر 1393-11:06 ق.ظ

فواید علم

انسان در عالم مادی به سر می برد و در زمان و مکان محدود است، و با موجودات مادی که دارای ابعاد سه گانه و اعراض نه گانه هستند، حشر و نشر دارد، به همین دلیل ذهنی آکنده از مفاهیم مادی دارد؛ به طوری که هر معنایی به او ارائه شود، آن را در قالب مادیات و زمان و مکان ریخته، و در محدوده زمان و مکان تصور می کند.

پیدایش علم و دانش با خلقت انسان برابری می کند و همواره بشر در صدد آن بوده که بفهمد و درک نماید، علم و دانش در زندگی انسان دارای جایگاه ویژه ای است. نقش علم در زندگی انسان این است که راه سعادت، تکامل و راه ساختن را به انسان می آموزد. علم انسان را توانا می کند که آینده را همان گونه که می خواهد بسازد. علم مانند ابزاری در اختیار خواست انسان قرار می گیرد و طبیعت را، آن چنان که انسان بخواهد و فرمان دهد می سازد.

خداوند در قرآن می فرماید: “بگو آیا دانایان با نادانان مساوی اند؟ جز این نیست که تنها خردمندان یادآور می شوند”.[۱] اهمیت علم در اسلام آن قدر زیاد است که طلب آن را بر هر مسلمانی واجب دانسته است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: “جست و جو و تحصیل علم بر هر مسلمانی فرض و واجب است.[۲] معنای حدیث این است: یکی از فرایض و واجبات اسلامی، در ردیف سایر واجب ها، تحصیل علم است. در کتاب های روایی همیشه یک باب مخصوص تحت عنوان “باب وجوب طلب العلم” و یا عنوانی نظیر این عنوان وجود دارد. می فرماید: طلب علم بر هر مسلمان واجب است، هیچ استثنایی ندارد، حتی از لحاظ زن و مرد هم استثنایی ندارد. این حدیث می فرماید:  علم یک فریضه عمومی است، اختصاص به طبقه ای یا صنفی یا جنسی خاص ندارد.

همچنین پیامبر اسلام (ص) پیروانش را به فراگیری علم و دانش تشویق می کرد. کودکان اصحابش را وادار کرد که سواد بیاموزند، برخی از یارانش را فرمان داد زبان سریانی بیاموزند. این تأکید و تشویق ها در باره علم سبب شد که مسلمانان با همت و سرعت بی نظیری به جست و جوی علم در همۀ جهان پرداختند، آثار علمی را هر کجا یافتند به دست آوردند و ترجمه کردند و خود به تحقیق پرداخته و از این راه علاوه بر این که حلقۀ ارتباطی شدند میان تمدن های قدیم یونانی و رومی و ایرانی و مصری و هندی و غیره، و تمدن جدید اروپایی، خود یکی از شکوهمندترین تمدن ها و فرهنگ های تاریخ بشریت را آفریدند که به نام تمدن و فرهنگ اسلامی شناخته شده و می شود.

فواید علم ادیان

نخستین انگیزة مطالعه و بررسی هر موضوعی ارضای حس كنجكاوی است و چون آدمی ذاتاً جستجو گر است و در پی آن است كه همواره به دانش و معلومات خویش بیافزاید و با استعانت از معلوماتش، زندگی خود را متكامل كند لذا دنبال علوم مختلف می رود.

قدما علم را به دو دسته تقسیم می كردند: علم ابدان و علم ادیان. در این تقسیم بندی محدودة علم ادیان بسیار گسترده بود چنانچه می توان گفت كه اكثر رشته های مختلف علوم انسانی را شامل می شد، ولی در قرون اخیر علم ادیان تخصیص یافت و بعنوان رشته ای مستقل در تقسیم بندی علوم مورد توجه قرار گرفت كه به تحلیل عناصر مشترك ادیان مختلف، و استنباط قوانین در تكامل ادیان و به ویژه كشف و تعریف منشأ‌پیدایش و نخستین شكل ادیان می پردازد این علم با این تعریف رشته ای جدید است و توسط ماكس مولر پایه گذاری شده است.


پس علم ادیان كه همان مطالعه و بررسی ادیان بشری در گسترة تاریخ است، یكی از موضوعاتی است كه انسان جستجوگر و كنجكاو را به سوی خود جلب می كند و انسان می تواند با آگاهی از این علم به ثمراتی برسد. با مطالعه ادیان، مذاهب و عقاید مختلف می توان دریافت كه انسان در تمامی ادوار حیات خود مذهبی زیسته است و از همان ابتدا عقیده به دین داشته است و این دین در گذر زمان به تكامل رسیده است.


و با بررسی ادیان مختلف می توان به دین كامل و بی نقص رسید و سیر تكامل ادیان را بهتر شناخت و اختلاف و شباهت های بین ادیان مختلف را دریافت و مقدار تأثیر و تأثر ادیان از یكدیگر را معین ساخت.

 
از فواید علم ادیان این است كه با تطبیق ادیان و مطالعة آنها از تحولات فكری بشر در ادوار مختلف و در جوامع گوناگون مطلع خواهیم شد و دیگر اینكه در می یابیم كه افكار دینی امروزه از چه مبدأهایی نشأت گرفته و چه منابع و مآخذی داشته است و در می یابیم كه اقالیم مختلف كه روی هم شامل آب و هوا و محیط زیست می شوند چه تأثیراتی در پیدایش یك دین دارند.

 
چون افكار باطنی و عواطف انسانی نزد همه اقوام و ملل بشری در سراسر ازمنه و ادوار و در تمام مراحل تمدن و فرهنگ به صورت نوعی وجود داشته و دارد، از این رو مطالعه و تحقیق در امر ادیان و مذاهب انسانی علاوه بر وصول به حقیقت برای فهم قواعد و درك نوامیس جامعه بشری و علم به سیر تكاملی موجب ارتقاء تمدن نسبی انسان با مطالعه و بررسی ادیان می توان از این علم در رشته های دیگر علوم انسانی نیز سود جست، زیرا رشته های علوم به یكدیگر پیوند دارند و این پیوند میان رشته های مشابه دین به عنوان پدیده ای كه هیچ گاه از انسان جدا نشده، برای پژوهشگر اهمیت فراوانی دارد. در این هنگام، تأثیر شگفت آور دین در زندگی بشر و نقش آن در رشد و شكوفایی علم و هنر روشن می شود.

 
فایدة دیگر مطالعه علم ادیان بهره بردن از آن در برقراری ارتباط با افراد و جوامع گوناگون است.(6) از این جاست كه دول بزرگ برای تحت نفوذ قرار دادن دولت های كوچك، سراغ خاور شناسان می روند و از دانش آنان در باب روحیات و باورهای ملل استفاده می كنند. و این به علت این است كه با آشنایی با مبانی دینی یا مذهبی دیگران رشته ارتباط علمی با آنان راحت تر صورت می گیرد.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : تحقیق و مقاله 
نویسنده :admin
تاریخ:سه شنبه 22 مهر 1393-03:18 ب.ظ

فواید علم



علم و دانش


دانش به معنای دانه اندیشه و دانشوری، پاشیدن این دانه در ذهن انسان است. هر داده دانشی, کلید رازی از چیستان های طبیعت است که پرده از روی پدیده پنهانی برمی دارد و ما را با پیوندی میان دو یا چند چیز آشنا می کند. برای نمونه، دانستن این نکته که آتش آب را گرم می کند و به جوش می آورد، دانه ای دانشی ست که در ذهن کسی که برای نخستین بار با آن آشنا می شود، کاشته می شود.

 این دانه اندک اندک در ذهن پرورش می یابد و بارور می شود و پیوندهای تازه ای میان آب و آتش آشکار می کند؛ این که با اتش می توان یخ را آب کرد و آب را بجوش آورد و میکروب ها و باکتری های آن را کشت و آن را بی خطر ساخت و نیز گوشت ها، میوه ها و سبزیجات سفت را در آن آب نرم کرد و یا پخت و هم با آب آتشناک، آلودگی ها را زدود و نیز فضای بسته ای را گرم کرد و با کاربرد آب و آتش، ماشین بخار ساخت و هزار و یک.......


این گونه، دانش، ابزار پیروزی انسان برطبیعت می شود و سازگاری بیشتر او را با زیست بومش فراهم می کند. هر جا نیز که این زیستبوم سخت سری می کند و به نیازهای انسان گردن نمی نهد، وی آن را بازسازی و بازپردازی می نماید تا در راستای نیازهای خود شکل دهد.


واژه "دانش"، باید همزمان با پیدایش و یا آمدن کشاورزی به فلات ایران در زبان فارسی ساخته شده باشد. ساختار این واژه ، نشان دهنده فضای ذهنی سازنده آن و نیز بار ارزشی تصاویر همراه آن در آن روزگار است. هر واژه یک یا چند تصویر ذهنی با خود دارد که هنگام آمدنش به ذهن، آن تصاویر نیز همزمان بیاد می آید. این تصاویر، در هر دوره شکل تازه ای به خود می گیرد و رنگ زمان و مکان و ارزشهای فرهنگی زمان را خود دارد. برای نمونه، تصاویری ذهنی که ما امروزه از انقلاب، گوشی، لباس شخصی و پاسدار داریم، با آنچه نسل پیش از ما از این واژگان داشت، بسیار متفاوت است. صد سال پیش، واژه بستنی در برابر واکردنی بکار می رفت. امروزه این واژه یادآور تابستان و هوای گرم و گردش است. هم نیز یاد آور كودكى و كودكان و پارك و سینما و .............


برگردِِیم به نکته اساسی این یادداشت. بار تصویری دانش این است که هر نکته دانشی، دانه ای در زمینه ذهن ما می کارد که کارکرد ذهن برروی آن، توانایی ما را در بهره وری از طبیعت بیشتر می کند. این تصاویر از جهان کشاورزی گرفته شده است زیرا که در آنها سخن از کشت و کار است. . در اِین چشم انداز، انسان موجودی کارا پنداشته شده است که با ابزار دانش جهان را دیگرگون می کند. چنِین است که گفته اند دانایی سرمایه توانایی ست؛ توانا بود هرکه دانا بود. و یا، هر كه در او جوهر دانایى است و.......

 این همه را گفتم تا بگویم که دانش، ترجمه فارسی علم نیست و این دو از دو دیدگاه گوناگون برآمده اند.* علم، یعنی فراگیری و آموختن آنچه در آئین نامه دین آمده است؛ یعنی دانستن دانسته هایی که در چند کتاب حدیث و روایت آمده است. اما دانش کنکاشی هماره در راه واگشایی راز پدیدارهای چیستان گونه است. با این حساب، پرسش است که چرا فرهنگی که تعریفی به این زیبایی از دانش دارد و دانایی را مایه آگاهی و توانایی می داند، این گونه با دانش بیگانه است؟

راستی چرا؟

شاید از آنرو كه ما هماره با دانش بیگانه بوده ایم و اگرچه گاه و بیگاه ستارگانى چون ابن سینا و زكریاى رازى در خامشاى آسمان فرهنگ مان درخشیده اند، اما دانش هرگز در فرهنگ ما شكلى فراگیر و نهادینه نیافته است. البته عالم به معنایى كه از آن سخن رفت داشته ایم و ادبیات ما سرشار از ارجگذارى علم بوده است. اما مراد ازعلم، سنجش پدیدارهاى جهان در پرتو آزمون و پژوهش و كنكاشگرى بى امان پرسشگر نبوده است بل، كه مراد "علم الهى" و "حكمت نبوى" بوده است كه با فراگرفتن احادیث و روایات بدست مى آمده است. شاید یكى از اساسى ترین تفاوت هاى بنیادى علم به معناى سنتى آن با دانش مدرن در این است که علم رو به گذشته دارد و رازهاى هستى را نهان در كتابى آسمانى و یا در رفتار پیامبرى زمینى پى مى جوید. اما دانش مدرن رو به آینده اى ناشناخته دارد و چیزى از راز نهانى كه هنوز تن به تور ِ رازگشایش نداده است، نمى داند. آرمانشهرعالم به گمان وى، در گذشته وجود داشته است. اما جهان آرمانى دانشمند، تا جاودان در راه خواهد بود زیرا كه هرگز همه رازهاى هستى برما آشكار نخواهد شد و هر پاسخى، كوهبارى پرسش با خود مى آورد و زمینه اى مى شود براى هزاران چون و چرا و........

دیگر از آنرو كه دانش در این روزگار معناى دیگرى یافته است. رویارویى ما با فرهنگ غربى در سده گذشته جهان ما را دگرگون كرده است و ما را وادار به بازتعریف كیستى و چیستى خویش نموده است. این دگرگونى، تعریف ها و تعبیر هاى ما را نیز با بحران روبرو كرده است. بحرانى كه دربرگیرنده همه سنت هاى ما از جمله آموزش و پرورش و پژوهش نیز هست. روزگارى كسانى چون فارابى و ابن سینا و زكریاى رازى، دانش را چون برآیندى از ذات پاسخ جوى انسان مى دانستند. اما امروز دانشگاه در ذهن ما مركز مدرك گیرى ست.


 
البته باِید گفت که امروزه این دو واژه کاربردی همگون و همانند دارد و بسیارانی نیز هر دو را ( محض احتیاط)، با هم بکار می برند و یکی را مهمل دیگری می دانند. کدام ایرانی ست که در باره فایده علم و دانش انشا ننوشته باشد ؟ (البته هنوز هم روشن نشده است که کدام یک بهتر است) سخن در اینجا برسرِ فارسی نویس سِره نیست. هر یک از این دو واژه معنای خودش را دارد و به گمان من هیچ کدام را نمی توان در برابر واژه انگلیسی (Science)، گذاشت. همچنین گرفتاری های فرهنگی ما در پیوند با "دانش"، اگر بیشتر از گرفتاریهای اعراب با "علم"، نباشد، کمتر نیست
.

.
ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : تحقیق و مقاله 
نویسنده :admin
تاریخ:یکشنبه 20 مهر 1393-07:56 ب.ظ

فواید علم 4( علم چیست)

جایگاه و اهمیت علم و دانش

بی گمان ارزش انسان در آموزه های قرآنی به دانش است؛ از این روست كه تسخیر فرشتگان و هستی، زمانی برای انسان شدنی شد كه خداوند به انسان اسمای خویش را تعلیم داد و انسان به دانش اسمایی آگاه شد. (بقره آیه 31 تا 34) این آگاهی هر چند به شكل آگاهی حضوری و شهودی است كه از آن به دانش وجودی نیز تعبیر می شود؛ زیرا در جان و وجود انسان جای می گیرد و بخشی بلكه همه وجود وی را شكل می بخشد كه در تعبیر مولوی: ای برادر تو همه اندیشه ای. مابقی جز استخوان و ریشه ای، به خوبی تبیین شده است؛ با این همه دانشی دارای ارزش است كه انسان را به مقام خودش بازگرداند و از مقام هبوط به عروج رساند و صعود دوباره ای را از خاك به عرش افلاك برین تا عرش سدره المنتهی آغاز كند.


از این روست كه قرآن ارزش و اعتبار آدمی را به دانش اسمایی دانسته است كه دانش توانایی و ظرفیت به همه آن چیزهایی است كه خداوند را به خداوندی متصف ساخته است. آدمی با دانش اسمایی می تواند به كمال مطلق برسد. تفاوت اسما و صفات در خداوند با انسان در این است كه اسما در خداوند عین ذات و ازلی و ابدی است و در انسان عین ذات نیست بلكه به شكلی عارض ذات و عنایت الهی است. با این همه این انسان است كه می تواند با دانش خویش به جایی برسد كه كسی در هستی بدان دست نیافته است.


سخن را با این پرسش آغاز می كنیم نیازهای علمی انسان كه اگر انسان همه اسمای الهی را به جعل تعلیمی دانسته و داراست، چه لزومی دارد تا آن را بیاموزد و به این دانش داشته دست یابد؟ اصولا آیا پذیرفتنی است كه انسان چیزی را كه خود داراست دوباره بجوید و بخواهد؟
به نظر می رسد كه این پرسش به جهت مهمی اشاره داشته است. از این رو سخن گفتن از دانش آموزی به معنای یادگیری هیچ سخنی نادرست است؛ زیرا انسان همان گونه كه نمی تواند چیزی را كه داراست بجویید و بخواهد هم چنین نمی تواند چیزی كه اصلا ندارد را بخواهد و بجوید.
بنابر این در هر خواستنی می بایست به این مساله توجه داشت كه امری به شكل مطلق مجهول نخواهد بود بلكه امری معلوم به شكل اجمالی است كه می بایست به طور كامل روشن و دانسته شود. از این رو می توان گفت كه انسان تنها اموری را می جوید و می خواهد كه دانش اجمالی از آن دارد به این معنا كه دانشی را كه در اوست و به شكل اجمالی و نهان و ظرفیت وجود دارد می جوید و می كوشد تا آن را به فعلیت در آورد و به شكل عینی و واقعی در خود ظهور و بروز دهد.
از این روست كه در آیات قرآنی سخن از تذكر و رهایی از غفلت است. انسان با دارایی موجود در نهاد و نهان خویش می بایست آن چه را كه از آن غافل شده را به یاد آورد و به فعلیت در آورد. این دانش همان اسمای الهی است؛ زیرا اسمای الهی تنها نام و اسم نیست بلكه هر یك دانشی از دانش ها و علمی از علم ها و توانایی ای از توانایی هاست. انسان با داشتن اسم بصیر به توان درك و دیدن درست می رسد و با اسم سمیع و شنوا به توان و ظرفیت شنوایی دست می یابد. بنابر این هر یك از اسمای خود یك ظرفیت و دانشی است كه انسان را قادر و توانا می سازد تا با آن خود را به كمال برساند و به كمال مطلق یعنی خدا دست یابد.


این ظرفیت در همه بشر به تعلیم و جعل الهی قرار داده شده است و انسان به هبوط خویش از آن غافل شده است و می بایست دوباره با تلاش و بهره گیری از آموزه های وحیانی و دستورهای قرآن و كتب آسمانی به فعلیت برساند.


در حقیقت گزاره ها و آموزه های وحیانی الهی چیزی جز راه دست یابی به دانش موجود در نهاد و رهایی آن از غفلت نیست تا دوباره به فعلیت برسد.


از این رو دانش آموزی نیز چیزی جز به فعلیت آوردن و یا آوردن و تذكر آن دانش اسمایی نیست كه در نهاد و سرشت انسان وجود دارد. به بیان دیگر می توان مدعی شد كه دانش چیزی جز تذكر و یادآوری و رهایی از غفلت و دانش آموزی نیز چیزی جز یادآوری نیست.

راههای كسب دانش

بنابراین آموزه و تعلم به دو معنا در آیات قرآنی به كار رفته است؛ گاه به معنای جعل و ایجاد ظرفیت و توانایی است كه به آن تعلیم اسمایی در آیه 31 سوره بقره گفته شده است و گاه دیگر به معنای تذكر و یادآوری و یا پدیداری بستر و زمینه ای مناسب برای بروز و ظهور استعداد و دانش اسمایی است كه در انسان به ودیعت نهاده شده است.


انسان هرچند همه علوم و دانش ها را از منشا آن خداوند به هر دو معنای آموزش و دانش آموزشی می آموزد ولی این آموزش نیز به دو شیوه مستقیم و غیرمستقیم انجام می شود. به این معنا كه گاه این تذكر و به فعلیت آوری به طور مستقیم و بی واسطه صورت می گیرد كه از آن به آموزش و تعلیم لدنی یاد می شود كه از آن جمله می توان به آموزش و تعلم آموخته های رشدآفرین خضر نام برد كه خداوند در آیه 65 و 66 سوره كهف به این مسئله چنین اشاره می كند: فوجدا عبدا من عبادنا آتیناه رحمه من عندنا و علمناه من لدنا علما قال له موسی هل اتبعك علی ان تعلمن مما علمت رشدا؛ پس موسی و همراهش (یوشع بن نون) در كناره مجمع البحرین (جایی كه دو رود بزرگ و یا دو دریا به صورت خلیج به هم می رسند) بنده ای از بندگان ما را یافتند كه از پیش ما به رحمتی داده بودیم و دانشی را از نزد ما آموخته بود. موسی به آن بنده خدا گفت: آیا می توانم از تو پیروی كنم تا از آن دانش رشدی خویش چیزی را به من بیاموزی؟
در این آیه به نوعی علم خاص كه خداوند از آن به علم لدنی و موسی به علم رشدی تعبیر می كند اشاره شده است. این دانش و علم، از آن جایی كه در شیوه یادآوری و تلقی و تكمیل و فعلیت یابی به طور مستقیم از خدا كسب می شود، دانش گرفته شده از منشا و سرچشمه آن می باشد و از هرگونه آلودگی و شبهات و تردیدها مبرا و پاك می باشد.

دسته دیگر از دانش ها به صورت غیرمستقیم و از راه ابزار و روش های دیگر به دست می آید كه از این دسته می توان به تمام دانش هایی اشاره كرد كه از راه حواس و تجربه كسب می شود و بلكه حتی شامل دانش هایی نیز می شود كه به واسطه وحی به دیگر بشر می رسد.

 
ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : تحقیق و مقاله 
نویسنده :admin
تاریخ:یکشنبه 20 مهر 1393-07:51 ب.ظ

فواید علم 3( علم چیست)

تبدیل علم به فن آوری

از مهم ترین عرصه های « حماسه اقتصادی » تبدیل علم به فن آوری و تجاری سازی علم به قصد تولید ثروت و قدرت اقتصادی است.


بر این اساس، این پرسش مطرح می شود که ما در کدام یک از عرصه های فن آوری ها می توانیم وارد شویم و اهتمام بدان کرده و چه چیزی خط قرمز ما برای فن آوری به شمار می آید.
بی گمان مدلی که اسلام و آموزه های قرآنی ارایه می دهد، تبدیل علم به فن آوری های سخت و نرم به دور از هرگونه تهدید نسبت به کلیت آفرینش است. خداوند به انسان هشدار می دهد که در انجام رسالت خلافت الهی و ربوبیت بایستی هوشیار باشد تا در دام ابلیس و شیطان نیفتد، زیرا شیطان سوگند خورده است تا انسان را از مسیر تحولات فن آوری های صحیح و ربوبیت الهی و خلافت بر موجودات هستی از پایگاه زمین باز دارد.(نساء، آیه 119)

بنابراین، هرگونه تغییر و تبدیلی می بایست در چارچوب فلسفه آفرینش و نظام آن باشد و انسان و موجودات هستی را به کمال شایسته و بایسته یعنی متاله و ربانی شدن سوق دهد.

هر یک از فن آوری های موجود چون فن آوری سخت اگر به قصد تسخیر طبیعت باشد، می بایست در این چارچوب مدیریت شود، همچنان که علوم و فن آوری های نرم که به هدف تسخیر ذهن و شیوه اندیشیدن انسان انجام می گیرد باید در محدوده نظام احسن الهی انجام شود.


برتر از این اگر انسان به فن آوری های معنوی نیز دست یافت و توانست به تسخیر قلب ها و تسخیر باورهای بنیادین بپردازد، باید این کار به هدف الهی انجام گیرد و فن آوری های قدسی نیز در خدمت دست یابی انسان به حیات طیب و متاله و ربانی شدن انسان به کار گرفته شود.


در این حالت است که همه این فن آوری ها نه تنها ارزشی و مطلوب بلکه لازم و بایسته مقام خلافت الهی انسان است و می بایست ردگیری شود تا تحقق یابد.


ما نباید در تولید علم و تبدیل آن به فن آوری در هیچ یک از مراحل کوتاهی کنیم بلکه در همه مراحل می بایست حضور جدی و قوی داشته باشیم. بر این اساس فن آوری های سنتی و جدید یا فن آوری های سخت و نرم و حتی فن آوری معنوی و قدسی می بایست در دستور کار و برنامه کلان مدیریت جامعه ایمانی قرار گیرد.

اگر بخواهیم تنها به فن آوری های سخت تکیه کنیم یا به فن آوری نرم گرایش یافته و از سخت و سنتی آن فاصله گیریم، دچار بحران خواهیم شد، زیرا همه این ها قطعات یک پازل زیبای جهان عدالت محور مهدی (عج) است. بنابراین نباید تنها مسحور فن آوری های مدرن و سخت مانند IT یا فن آوری زیستی و سلول های بنیادین و مانند آن شویم، بلکه همان گونه که به فرش بافی به عنوان یک فن آوری و هنر سخت عصر کشاورزی می نگریم و بدان نیاز داریم، به فن آوری سخت IT و زیستی نیز نیاز داریم؛ چنان که به فن آوری جدید و نرم تسخیر ذهن و قلب نیز نیازمند هستیم. البته این تولید علم و تبدیل آن به فن آوری و ثروت انسانی می بایست همواره در چارچوب های کلانی چون عدالت، انسانیت، کرامت، شرافت و اهداف نظام احسن الهی و رسیدن همه انسان ها به مقام خلافت الهی و مظهریت در ربوبیت باشد.

علم منطق

امتیاز انسان بر سایر جانوران، به قوه نطق، یعنی قوه تعقل و تفکر است و همین مزیت است که به انسان امکان می دهد تا حقایق جهان را درک کند موجب می شود تا وی با استفاده از دانسته های خود، به نادانسته ها و مجهول هایش پی ببرد؛ بر وسعت معرفت خود افزوده و دایره علم و تمدن را توسعه بخشد.

بنابراین، تفکر، یک امر فطری در وجود انسان و ناشی از طبیعت انسانی است؛ چنانچه هیچ کسی بدون تفکر و به کار گیری عقل، نمی تواند زندگی کند.



با تمام این احوال، انسان در افکار و اندیشه ها و استدلالات خود همیشه در مسیر صحیح حرکت نمی کند و بسیار اتفاق می افتد که به اشتباه چیزی را می پذیرد و یا نتیجه گیری می کند.
یعنی در موارد بسیاری، حق و باطل یا صواب و خطا برای ذهن، یکی جلوه کرده و به اصطلاح، امر بر انسان مشتبه می گردد.

مثلا آنچه را که در واقع علت یک پدیده نیست، علت آن می پندارد و یا آنچه را که نتیجه افکارش نیست، نتیجه افکارش به شمار می آورد؛ استدلال سفسطی را برهان صحیح قلمداد می کند و گاهی نیز مقدمات باطلی را کنار هم نهاده و به واسطه آن ها، به مطلبی نادرست معتقد می شود و به همین ترتیب... .

بنابراین، می بینیم که ذهن ما از خطای در تفکر، مصون نیست. و اساسا به همین جهت است که اختلافی عظیم میان عقاید و آراء انسان ها و مکاتب مختلف مشاهده می شود و مکتب های متضاد به وجود می آیند.

چنانکه یکی با یک سری مقدمات به نتیجه ای می رسد و دیگری، با مقدماتی دیگر، به نتیجه ای مخالف آن نتیجه دست می یابد. حتی یک نفر، در طی زندگی خویش، افکار متناقص با هم پیدا می کند و گاه افکار و آراء سابق خود را مورد ریشخند قرار داده و آنها را ناقص یا اساسا باطل اعلام می کند.

بنابراین، انسان نیازمند ابزار و قانونی است تا مانع از انحراف و خطای او شود و او را به راه و روش صحیح فکر کردن و درست نتیجه گرفتن راهنمایی کند.

این قانون که محافظ ذهن انسان از خطاست، علم منطق است.


به عبارت دیگر، ما در خصوص درست سازی افکار و اندیشه هایمان و حرکت در مسیر صحیح تفکر و تعقل، به منطق نیاز مندیم.



اساسا تفکر عبارت است از این که انسان میان چند معلوم و دانسته خود، برای بدست آوردن معلوم جدید و کشف مجهول، ارتباط برقرار کند. چنان که در تعریف فکر گفته اند:

تفکر، عبارت است از سیر و حرکت ذهن از دانسته های خود به سمت نادانسته ها تا آن ها را کشف کند.
ذهن در این جریان، یعنی آن گاه که فکر می کند و می خواهد از ترکیب کردن معلومات خویش، مجهولی را تبدیل به معلوم کند، باید بر اساس راه و روش خاصی حرکت کند. به سخن دیگر، معلومات قبلی ذهن، تنها در صورتی نتیجه بخش می شوند که شکل خاصی بدان ها داده شود.
منطق، قواعد و قوانین این نظم و شکل را بیان می کند. یعنی منطق به ما توضیح می دهد که معلومات ذهنی، تنها در صورتی نتیجه می دهند که بر اساس مقررات منطقی شکل و صورت گرفته باشند.

به طور کلی، چنانچه ذکر شد، عمل فکر کردن، چیزی جز نظم دادن به معلومات و پایه قرار دادن آن ها برای کشف یک امر جدید نیست.

پس وقتی که می گوییم: "منطق، قانون صحیح فکر کردن است" و از طرف دیگر می گوییم که: "فکر، عبارت است از حرکت و سیر ذهن از مقدمات به سوی نتایج"، معنی اش این می شود که منطق، کارش این است که قوانین درست حرکت کردن ذهن را نشان دهد.

.
ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : تحقیق و مقاله 
نویسنده :admin
تاریخ:یکشنبه 24 آذر 1392-08:51 ب.ظ

زندگینامه کامل الهام حمیدی از زبان خودش ,شیک پوشان

زندگینامه کامل الهام حمیدی از زبان خودش زندگینامه کامل الهام حمیدی از زبان خودش

 

سال ۱۳۵۶ به دنیا آمدم. دو برادر کوچکتر از خودم دارم، لیسانس حسابداری دارم و کلاس‌های آزاد بازیگری را گذرانده‌ام، از سال ۷۸ کار هنری را آغاز کردم. پدرم بازنشسته و مادرم خانه‌دار است. من در خانواده‌ای رشد یافتم که مهر و محبت در آن موج می‌زد. روابط پدر و مادرم، خیلی دوستانه بود و آنها عاشقانه زندگی کردند و همیشه به ما آرامش انتقال دادند. خانواده‌ای که همیشه نظم در آن حرف اول را می‌زد… به هر حال باید توجه کنیم که در اکثر خانواده‌های ایرانی، وابستگی شدیدی بین اعضای آن است و همین مسئله باعث تفاوت خانواده‌های ایرانی نسبت به خانواده‌های غربی می‌شود. حس مهربانی، دوست داشتن و احترام به بزرگترها که برای خیلی از ایرانی‌ها عرف است.

 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :admin
تاریخ:یکشنبه 24 آذر 1392-08:48 ب.ظ

زندگینامه و تحقیق در مورد سید شهاب الدین حسینی


زندگینامه کامل سید شهاب الدین حسینی زندگینامه کامل سید شهاب الدین حسینی

 

سید شهاب الدین حسینی تنکابنی متولد ۱۴بهمن ۱۳۵۲ در تهران است . آخرین مدرک تحصیلی او دیپلم علوم انسانی است وتحصیلات دانشگاهی خود را در رشته روانشناسی نیمه تمام گذاشت .

 

 

 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic