تبلیغات
گالری مدل لباس شیك پوشان - فواید علم 3( علم چیست)

مدل های متنوعی از لباس بچه گانه ,لباس مردانه,لباس زنانه,لباس دخترانه,شامل : لباس مجلسی،لباس عروس,لباس شب،دامن،شلوار,تاپ،لباس خوا

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo





Powered by WebGozar



نویسنده :admin
تاریخ:یکشنبه 20 مهر 1393-08:51 ب.ظ

فواید علم 3( علم چیست)

تبدیل علم به فن آوری

از مهم ترین عرصه های « حماسه اقتصادی » تبدیل علم به فن آوری و تجاری سازی علم به قصد تولید ثروت و قدرت اقتصادی است.


بر این اساس، این پرسش مطرح می شود که ما در کدام یک از عرصه های فن آوری ها می توانیم وارد شویم و اهتمام بدان کرده و چه چیزی خط قرمز ما برای فن آوری به شمار می آید.
بی گمان مدلی که اسلام و آموزه های قرآنی ارایه می دهد، تبدیل علم به فن آوری های سخت و نرم به دور از هرگونه تهدید نسبت به کلیت آفرینش است. خداوند به انسان هشدار می دهد که در انجام رسالت خلافت الهی و ربوبیت بایستی هوشیار باشد تا در دام ابلیس و شیطان نیفتد، زیرا شیطان سوگند خورده است تا انسان را از مسیر تحولات فن آوری های صحیح و ربوبیت الهی و خلافت بر موجودات هستی از پایگاه زمین باز دارد.(نساء، آیه 119)

بنابراین، هرگونه تغییر و تبدیلی می بایست در چارچوب فلسفه آفرینش و نظام آن باشد و انسان و موجودات هستی را به کمال شایسته و بایسته یعنی متاله و ربانی شدن سوق دهد.

هر یک از فن آوری های موجود چون فن آوری سخت اگر به قصد تسخیر طبیعت باشد، می بایست در این چارچوب مدیریت شود، همچنان که علوم و فن آوری های نرم که به هدف تسخیر ذهن و شیوه اندیشیدن انسان انجام می گیرد باید در محدوده نظام احسن الهی انجام شود.


برتر از این اگر انسان به فن آوری های معنوی نیز دست یافت و توانست به تسخیر قلب ها و تسخیر باورهای بنیادین بپردازد، باید این کار به هدف الهی انجام گیرد و فن آوری های قدسی نیز در خدمت دست یابی انسان به حیات طیب و متاله و ربانی شدن انسان به کار گرفته شود.


در این حالت است که همه این فن آوری ها نه تنها ارزشی و مطلوب بلکه لازم و بایسته مقام خلافت الهی انسان است و می بایست ردگیری شود تا تحقق یابد.


ما نباید در تولید علم و تبدیل آن به فن آوری در هیچ یک از مراحل کوتاهی کنیم بلکه در همه مراحل می بایست حضور جدی و قوی داشته باشیم. بر این اساس فن آوری های سنتی و جدید یا فن آوری های سخت و نرم و حتی فن آوری معنوی و قدسی می بایست در دستور کار و برنامه کلان مدیریت جامعه ایمانی قرار گیرد.

اگر بخواهیم تنها به فن آوری های سخت تکیه کنیم یا به فن آوری نرم گرایش یافته و از سخت و سنتی آن فاصله گیریم، دچار بحران خواهیم شد، زیرا همه این ها قطعات یک پازل زیبای جهان عدالت محور مهدی (عج) است. بنابراین نباید تنها مسحور فن آوری های مدرن و سخت مانند IT یا فن آوری زیستی و سلول های بنیادین و مانند آن شویم، بلکه همان گونه که به فرش بافی به عنوان یک فن آوری و هنر سخت عصر کشاورزی می نگریم و بدان نیاز داریم، به فن آوری سخت IT و زیستی نیز نیاز داریم؛ چنان که به فن آوری جدید و نرم تسخیر ذهن و قلب نیز نیازمند هستیم. البته این تولید علم و تبدیل آن به فن آوری و ثروت انسانی می بایست همواره در چارچوب های کلانی چون عدالت، انسانیت، کرامت، شرافت و اهداف نظام احسن الهی و رسیدن همه انسان ها به مقام خلافت الهی و مظهریت در ربوبیت باشد.

علم منطق

امتیاز انسان بر سایر جانوران، به قوه نطق، یعنی قوه تعقل و تفکر است و همین مزیت است که به انسان امکان می دهد تا حقایق جهان را درک کند موجب می شود تا وی با استفاده از دانسته های خود، به نادانسته ها و مجهول هایش پی ببرد؛ بر وسعت معرفت خود افزوده و دایره علم و تمدن را توسعه بخشد.

بنابراین، تفکر، یک امر فطری در وجود انسان و ناشی از طبیعت انسانی است؛ چنانچه هیچ کسی بدون تفکر و به کار گیری عقل، نمی تواند زندگی کند.



با تمام این احوال، انسان در افکار و اندیشه ها و استدلالات خود همیشه در مسیر صحیح حرکت نمی کند و بسیار اتفاق می افتد که به اشتباه چیزی را می پذیرد و یا نتیجه گیری می کند.
یعنی در موارد بسیاری، حق و باطل یا صواب و خطا برای ذهن، یکی جلوه کرده و به اصطلاح، امر بر انسان مشتبه می گردد.

مثلا آنچه را که در واقع علت یک پدیده نیست، علت آن می پندارد و یا آنچه را که نتیجه افکارش نیست، نتیجه افکارش به شمار می آورد؛ استدلال سفسطی را برهان صحیح قلمداد می کند و گاهی نیز مقدمات باطلی را کنار هم نهاده و به واسطه آن ها، به مطلبی نادرست معتقد می شود و به همین ترتیب... .

بنابراین، می بینیم که ذهن ما از خطای در تفکر، مصون نیست. و اساسا به همین جهت است که اختلافی عظیم میان عقاید و آراء انسان ها و مکاتب مختلف مشاهده می شود و مکتب های متضاد به وجود می آیند.

چنانکه یکی با یک سری مقدمات به نتیجه ای می رسد و دیگری، با مقدماتی دیگر، به نتیجه ای مخالف آن نتیجه دست می یابد. حتی یک نفر، در طی زندگی خویش، افکار متناقص با هم پیدا می کند و گاه افکار و آراء سابق خود را مورد ریشخند قرار داده و آنها را ناقص یا اساسا باطل اعلام می کند.

بنابراین، انسان نیازمند ابزار و قانونی است تا مانع از انحراف و خطای او شود و او را به راه و روش صحیح فکر کردن و درست نتیجه گرفتن راهنمایی کند.

این قانون که محافظ ذهن انسان از خطاست، علم منطق است.


به عبارت دیگر، ما در خصوص درست سازی افکار و اندیشه هایمان و حرکت در مسیر صحیح تفکر و تعقل، به منطق نیاز مندیم.



اساسا تفکر عبارت است از این که انسان میان چند معلوم و دانسته خود، برای بدست آوردن معلوم جدید و کشف مجهول، ارتباط برقرار کند. چنان که در تعریف فکر گفته اند:

تفکر، عبارت است از سیر و حرکت ذهن از دانسته های خود به سمت نادانسته ها تا آن ها را کشف کند.
ذهن در این جریان، یعنی آن گاه که فکر می کند و می خواهد از ترکیب کردن معلومات خویش، مجهولی را تبدیل به معلوم کند، باید بر اساس راه و روش خاصی حرکت کند. به سخن دیگر، معلومات قبلی ذهن، تنها در صورتی نتیجه بخش می شوند که شکل خاصی بدان ها داده شود.
منطق، قواعد و قوانین این نظم و شکل را بیان می کند. یعنی منطق به ما توضیح می دهد که معلومات ذهنی، تنها در صورتی نتیجه می دهند که بر اساس مقررات منطقی شکل و صورت گرفته باشند.

به طور کلی، چنانچه ذکر شد، عمل فکر کردن، چیزی جز نظم دادن به معلومات و پایه قرار دادن آن ها برای کشف یک امر جدید نیست.

پس وقتی که می گوییم: "منطق، قانون صحیح فکر کردن است" و از طرف دیگر می گوییم که: "فکر، عبارت است از حرکت و سیر ذهن از مقدمات به سوی نتایج"، معنی اش این می شود که منطق، کارش این است که قوانین درست حرکت کردن ذهن را نشان دهد.

.

علم جامعه شناسی

آیا جامعه شناسی فایده عملی دارد ؟  وهمچنین جامعه شناسی به چه درد می خورد و چه اهمیتی دارد؟ برای جواب به سوال مذکور در دو بخش به ارایه استدلال پرداختیم. اولا اینکه  پیدایش و تکامل علم جامعه شناسی در 200 سال قبل در اروپا ناشی از یکسری ضرورتها و اهمیتهای اجتماعی و فکری بوده است. ثانیا در سه بعد از تلاش علمی (توصیف ،تبیین و پیش بینی ) به ارایه فواید و اهمیتهای علم جامعه شناسی پرداخته شد. به این صورت که در بعد توصیفی ، علم جامعه شناسی این فایده را دارد که می تواند توصیفهای دقیقی از وضعیت موجود در جامعه ارایه دهد و به این وسیله موجب مشخص شدن مساله اجتماعی برای سیاستگذاران جامعه شود. در بعد تبیینی نیز، نه تنها علل و عوامل پدیده های اجتماعی را مشخص نموده و ما را در یافتن راه حل کمک می کند بلکه ما را از سو گیریهای ذهنی(پیشداوریها و تعصبات) بر حذر می سازد. همچنین جامعه شناسی بدلیل تبیین امور و رسیدن به ریشه ها و علل و عوامل حقیقی امور، علمی انتقادی بوده و ابایی از، به زیر سوال کشیدن بدیهی ترین و مقدس ترین امور جامعه ندارد. در بعد پیش بینی و برنامه ریزی نیز جامعه شناسی این فایده را دارد که قادر است به پیش بینی هایی در مورد وضعیت آتی پدیده های اجتماعی بپردازد و از این طریق سیاستگذاران و مسولین را به برنامه ریزی اجتماعی وادارد. از دیگر اهمیتهای علم جامعه شناسی، می توان به اختصار به موارد زیر اشاره کرد، پیدایش و گسترش روزافزون رشته های مختلف جامعه شناسی در دانشگاهها، تدریس درس جامعه شناسی یا تعلیمات اجتماعی بعنوان یکی از درسهای تحصیلی در مدارس کشور، مخصوصا از سال52 و53 که دو رشته فرهنگ و ادب و اقتصاد اجتماعی در دبیرستان ایجاد شدند و در کل 16 ساعت درس جامعه شناسی و تعلیمات اجتماعی را به خود اختصاص دادند پیدایش و رشد گرایشهای جامعه شناسی عملی یا کاربردی چون رفاه اجتماعی، مددکاری اجتماعی، برنامه ریزی اجتماعی، خدمات اجتماعی، سیاست اجتماعی، اصلاحات اجتماعی و نهایتا فرایند جهانی شدن و بروز مسایل ناشی از جامعه جهانی چون خطر سلاحهای هسته ای و کشتار جمعی، آلودگی محیط زیست جهانی ودر نتیجه  نیاز به علم جامعه شناسی برای رفع چنین مسایلی. پس می توان چنین نتیجه گیری کرد که جامعه شناسی نیز همچون علوم طبیعی دارای فواید و اهمیتهای عملی است و حتی گاه مهمتر و ضروری تر، زیرا با مسایلی سروکار دارد که برای تعداد وسیعی از افراد جامعه مورد سوال می باشد. نباید آنرا علمی بدون فایده عملی و فقط برای تفنن و سر گرمی دانست.

علم ستاره شناسی

ستاره شناسی مطالعه ستارگان، سیارات و اجرام آسمانی دیگر است. ستاره شناسان تلاش می کنند تا بفهمند که این اجرام آسمانی کجا هستند و چگونه حرکت می کنند. آن ها مطالعه می کنند که سیارات از چه ساخته شده اند. آن ها درباره این که ستارگان چگونه نور ایجاد می کنند مطالعه می کنند. آن ها نظریه هایی می دهند یا حدس هایی می زنند درباره این که چگونه و چه موقع جهان تشکیل شده است. ستاره شناسی یکی از قدیمی ترین علوم است. ستاره شناسی در دوران باستان شروع شده. یعنی زمانی که اولین انسان ها به این توجه کردند که اجرام آسمانی به شکل دایره ای حرکت می کنند یا الگوهایی را در حرکت شان تکرار می کنند.

ستاره شناسان باستان عقیده داشتند که خورشید و سیارات دور زمین حرکت می کنند. اما در سال 1543 یک ستاره شناس لهستانی به نام نیکلاس کپرنیک گفت که زمین و سیارات دیگر به دور خورشید حرکت می کنند. ستاره شناسان در گذشته تنها درباره اشیایی که می توانستند با چشم غیر مسلح یا با تلسکوپ های دستی دیده شوند چیزهایی می دانستند. امروزه ستاره شناسان آلات و ابزار زیادی را مورد استفاده قرار می دهند تا جهان را مطالعه کنند. تلسکوپ های عظیم تصاویری از نزدیک از اشیای فضایی در اختیار فضانوردان می گذارد. این تلسکوپ ها به ستاره شناسان کمک می کنند تا اشیایی را که نسبتاً به زمین نزدیک هستند مثل خورشید، سیارات و ستاره های دنباله دار را مطالعه کنند. برای آموختن درباره اشیایی که دورتر هستند، تلسکوپ های رادیویی، انرژی ساطع شده از اشیای فضایی را بر می می گیرند. رایانه ها نیز به ستاره شناسان کمک می کنند تا حسی از اطلاعاتی که از همه این ابزار می گیرند پیدا کنند.

 


 

 

اکنون می‌دانید که ستاره شناسی چه هدفی را پیش رو دارد، شناخت اجرام آسمانی. اما سوال اساسی که بسیاری از افراد در ذهن دارند این است که آیا عاقبت ستاره شناسی ، تنها برآوردن نیازهای درونی و حسی افراد را در بر دارد یا آنکه ، فواید دیگری از این علم پر هزینه ، عاید جوامع بشری می‌شود؟ پاسخ دادن به پرسش فوق کار چندان ساده ای نیست. چرا که نیاز به داشتن اطلاعات جامع از علوم مختلف دارد. اما آنچه را که می‌توان بطور حتم و یقین بیان کرد، خدماتی است که ستاره شناسی به فیزیک ارائه کرده است.

اگر فیزیک را به دو بخش فیزیک کلاسیک و فیزیک نوین تقسیم بندی کنیم، برای هر بخش یک مفهوم و یک قانون اساسی می‌توان نام برد. در بخش فیزیک کلاسیک ، قوانین مکانیک نیوتن و در بخش فیزیک مدرن ، قوانین انیشتین (نسبیت خاص و عام) حاکمیت بی رقیبی دارند. در هر دو مورد (قوانین مکانیک نیوتنی و قوانین نسبیتی) بخشی از اثبات قوانین مذکور به عهده ستاره شناسی بوده است.

یعنی قسمتی از قوانین فوق با استفاده از رصدهای نجومی اثبات شده است  از دیگر خدمات اخترشناسی می‌توان به بحث پیدایش حیات روی زمین اشاره کرد، اینکه آیا بطور کلی حیات سیاره ما زمین منشا آسمانی پاسخگویی آن خواهد پرداخت و کاربردهای دیگر خواهید کرد.

ستاره شناس کیست و چه وظایفی دارد؟

ستاره شناسی را شناختیم، شاید ستاره شناسی تنها علمی باشد که هنوز می‌توان دو بخش حرفه‌ای و آماتور در آن فعالیت کرد. افراد آماتور ، کسانی هستند که بر حسب علاقه به این علم زیبا می‌پردازند و البته تحصیلات عالیه و شغل اصلی آنها در زمینه ستاره شناسی نیست، چنین افرادی در تاریخ نجوم زیاد بوده و هستند. سوزن بان قطار ، پزشک ، رمان نویس ، مدرس علوم دینی ، زمین شناس ، میکروبیولوژیست و ، اینها شغل بعضی از افرادی است که به نجوم آماتوری به عنوان یک سرگرمی علمی جدی روی آورده‌اند و پیشرفتهای فراوانی هم در این علم داشته‌اند. و اما ستاره شناس حرفه‌ای کسی است که تحصیلات دانشگاهی او در زمینه شاخه‌های مختلف ستاره شناسی است و به ستاره شناسی به عنوان یک شغل نگاه می‌کند.

 


ارتباط ستاره شناسی حرفه‌ای و آماتوری

رابطه ستاره شناسی حرفه‌ای وآماتوری نیز در خور توجه است، در ابتدا برای بسیاری این گمان بوجود می‌آید که ستاره شناسی آماتوری ، مغلوب ستاره شناسی حرفه‌ای است و هیچ کاری وجود ندارد، در حالی که قضیه چیز دیگری است. یعنی حیطه فعالیت این دو گروه کاملا از هم جداست و به عبارتی ستاره شناسان آماتور و حرفه‌ای بطور ضمنی باهم در مورد نوع عملکردشان به توافق رسیده‌اند.

بسیاری از دنباله دارها ، سیارکها ، ستارگان انفجاری جدید (نواخترها و ابرنواخترها) توسط ستاره شناسان آماتور کشف شده‌اند. در حالی که این نوع اکتشافات در بخش ستاره شناسی حرفه‌ای یا اصلا انجام نمی‌شود و یا اگر انجام شود کاملا تصادفی است


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : تحقیق و مقاله 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.